جدا خوابیدن پرهام
پرهام کوچولوی من چند شب هست که از من دور شدی وجدامیخوابی
مهربانم
عزیز دلم
به صورت غیر منتظره مامان ریحانه رو سوپرایز کردی
خودت یه دفعه تصمیم گرفتی که شب توی اتاقت بخوابی
الان هم چند روز از تصمیمت گذشته و تو هنوز مصمم هستی
الهی دورت بگردم که اینقدر با اراده هستی
انگاری بر خلاف فکرم این جدا خوابیدن، منو بیشتر اذیت کرد کوچولوی دوست داشتنی من
چقدر دلم برای روزهای نوزادیت تنگ شده پرهامم
روزایی که شب تا صبح توی بغلم بودیو شیر میخوردی
چه زود گذشت

قشنگم خیلی سخت بود برام دل کندن و همش نگرانت بودم .چند شب پایین تختت خوابیدم بعد دم در اتاقت و یواش یواش ازت دور شدم و رسیدم به تختم😁😍😘

الهی مامان قربون خوابیدن معصومانت بشه

تازه فسقل کوچولوی مامان،تو زیبایی اتاقت هم به رخ من و بابا میکشی
و همش میگی اتاق و تخت و کمدو وسایلت از اتاق ما خوشگلتره

از بابای مهربون نگم که بالای تختت یه کلید نصب کرده که اگه نصفه شب بیدار شدی و کارم داشتی کلید فشار بدی و توی اتاق ما صدای زنگ بشنویم
از مامان نگم برات که هنوز دست کپلت از رو زنگ برنداشتی ویییییییژ برقی بالای سرته😁😄
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





جدا خوابیدن پرهام 

